Tuesday, August 14, 2007



چند روز پیش که اومد پشت پنجره هر چی تارفش کردم گفت همون جا راحت تره!ا

خوبه دوستت بیاد پشت پنجره ات خونه کنه ها!ا

Monday, July 30, 2007

عریانی

بگذار تن عریانت از آن کسی باشد که پیش از آن روح عریانت را به او بخشیده ای!ا
چارلی چاپلین

در ادامه

می گه بذار برات توش بنویسم
بیا_
بلند میخونمش: «وقتی که دستای باد قفس مرغ گرفتار و شکست شوق پرواز و نداشت.
وقتی که چلچله ها خبر فصل بهار و میدادن عشق آواز و نداشت»ه
کنارش براش می نویسم: «اما لحظه ای رسید، لحظه ی پریدن و رها شدن میون بیم و امید»ه
نگام کرد. نگاش کردم. گفتم باور کن ،میبینی!ا
خندید! اما نفهمیدم باور کرد یا طعنه زد!ا

غزل

میگم عزیز یه شعر بخون
چی بخونم عزیز؟_
یه کم به عکسای دور و برش نگاه میکنه و میخونه:ه
دورم ز تو ای گلشن جانان، چه نویسم
من مرغ ضعیفم به سلیمان چه نویسم
ترسم که قلم شعله زند صفحه بسوزد
من با دل پرخون به عزیزم چه نویسم

Monday, May 28, 2007

این روزها

شه مست و جهان خراب و دشمن پس و پیش
پیداست کزین میان چه بر خواهد خواست!ا

Tuesday, May 8, 2007

امتحان می کنیم!ا

اینجا زمین من انسان! امتحان می کنیم! 1 2 3 امتحان می کنیم.! کسی صدای من رو میشنوه؟!میشه امیدوار بود!ه
اگه کسی صدامو می شنوه، من دلم تنگ شده! برای تمام چیزای خوب! برای بچگی ها! برای سادگی، معصومیت، مهربونی،صداقت!ا
آقا این خرابه! صدامو هیچ کس نمی شنوه! ا

Monday, April 23, 2007

گیرو دار

امروز صبح که وارد دانشگاه شدم چنان استقبال گرمی ازم شد که تا ظهر از تشعشعاتش مرعوب و مسکوت بودم!دم در سرکار خانم محتسب فرمودند: عزیزم، مانتوت خوب فقط اگه یه دکمه اینجا(در همین زمان دستشون رو هم از زیر مانتوی من کردن تو و...!) بزنی دیگه خیلی خوب میشه!ا
خدارو شکر که از دیروز طرح مبارزه با حمله فرهنگمنحط(!!!)غرب هم آغاز شده.همچین میگن : این چه وضعیه اومدین بیرون، خجالت نمی کشین که آدم شک می کنه شلوارش رو پوشیده یا فراموش کرده!ا
گاهی دلم برای این آدما می سوزه ببین چقدر باید بدبخت و حقیر شده باشی که تو خیابون دنبال آدما بدوی و بگی کی چی بپوشه، چه جوری بپوشه و...!فکرت این باشه که یا همه باید عین اون باشن ویا هیهات که دین خدا از بین می رود!ا
چند روز پیش توی تاکسی به سمت دانشگاه می رفتم، رادیو هم برنامه ی معارف پخش می کرد. جناب آقای سخنران چنان به زیبائی تکلیف تمامی انسانها رو روشن کردن که ته ذهنت نعوذباالله شک میکدی دیگه خدا چی کارست؟! بحث بر سر اهل دوزخ و اهل جهنم بود: در میان مسیحیان اون گروهی که اسلام به گوششون رسیده و اسلام نیاوردن (صرف نظر از اینکه انسان خدا دوست و در دین خود متدین و شریفی هم باشد) قطعأ از جهنمیان است ولی اگر اسلام به گوشش نرسیده باشه( که بعید است) شاید امیدی به بخشش باشد.ا
یاده قرون وسطی و بخشش گناهان و فروش بهشت و جهنم می افتم!!!!!!!!!!خدا رو شکر که در مرحله ی قرب الهی به چنان علو درجاتی نائل آمدن که بر مسند وزارت خداوند تکیه زدند، که" الله یؤتی ملکه من یشاء".ه